السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
357
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
يافت شود ، اساسا يك معنا و مفهوم ماهوى نيست ، و در هيچ مقولهاى مندرج نمىباشد ؛ چرا كه اگر در مقولهاى كه بر آن صدق مىكند ، مندرج باشد ، داراى دو يا چند جنس متباين خواهد بود ، و اين محال است ؛ مثلا حركت هم در مقولهء أين است ، هم در مقولهء كيف و هم در مقولهء جوهر ، . . . يعنى هم حركت مكانى داريم ، هم حركت كيفى داريم و هم حركت جوهرى ، و اين نشان مىدهد كه حركت يك مفهوم ماهوى نيست ، و تحت هيچ مقولهاى مندرج نمىباشد . مفهومى كه هم بر واجب صدق مىكند و هم بر ممكن ، مانند مفهوم شىء ، يك مفهوم ماهوى نيست ، و در هيچ مقولهاى مندرج نمىشود ، زيرا واجب تعالى ماهيت ندارد ، و در نتيجه آنچه بر او حمل مىشود ، از سنخ ماهيت نيست . ماهيت بسيط ، مانند فصول جوهرى و نوع مفرد از تقسيمبندى مقولات بيروناند ، و تحت هيچ يك آنها اندراج نمىيابند . واجب و ممتنع ، هردو ، از قلمرو مقولات بيروناند ، و تحت هيچكدام واقع نمىشوند ، زيرا واجب و ممتنع هيچكدام ماهيت ندارند - البته به دو ملاك كاملا مغاير در حالى كه مقولات ماهيات جنسىاند . به طور كلى مفاهيمى كه از معقولات ثانيه به شمار مىروند ، مانند : امكان ، حدوث ، عليت ، معلوليت ، وحدت و كثرت ، در طبقهبندى مقولات ، جايگاهى ندارند ، زيرا اين تقسيمبندى تنها دربارهء معقولات اوليه ، كه همان مفاهيم ماهوى است ، جارى مىباشد . مقوله « مقول » در لغت به معناى « گفته شده » است ؛ و در منطق به معناى « محمول » به كار مىرود ؛ مثلا آنجا كه در تعريف ماهيت گفته مىشود : « الماهية ما يقال فى جواب ما هو » مقصود از « ما يقال » همان « ما يحمل » است . و يا آنجا كه در تعريف جنس گفته مىشود : « الجنس هو المقول على الكثرة المختلفة الحقايق فى جواب ما هو » مقصود از « مقول » همان « محمول » است . اما « مقوله » در اصطلاح منطق و فلسفه معناى خاصى نيز دارد . در اين معناى خاص « مقوله » عبارت است از : « جنس عاليى كه بالاتر از آن جنس ديگرى نيست » . و چنين جنسى را از آن رو مقوله ناميدهاند كه به حمل ذاتى بر مصاديق خود حمل مىشود ( - محمول ذاتى موضوع خود است ) ، ولى خودش به گونهاى است كه هيچ مفهومى ، محمول ذاتى آن نمىباشد .